بنام تنها یاری که سپاسگزاریم وشاکر برای آنچه که داده ونداده.

آنروزها رفتند .

آنروزهای خوب.

آن آسمانهای پرازپولک.

آن شاخساران پرازگیلاس.

آن خانه های تکیه داده درحفاظ سبز پیچکها به یکدیگر.

آن بام های بادبادکهای بازیگوش.

آن کوچه های گیج از عطراقاقیا.

آن روزها رفتند.

آن روزهای جذبه وحیرت.

آن روزهائی که هرسایه رازی داشت. . . . ..

همیشه دروجودماآدمهاگذشته های ازدست رفته نمودوجایگاه خاصی داردوآنهازیباترین فصل زندگیمان را میسازد.درشعر. آنروزهاازمجموعه تولدی دیگر فروغ.شعرها دارای روح وحالتی متفاوت اجتماعی انتقادی وبیدارگرانه مباشد.درشعرفروغ نیز وصف طبیعت وشتایش زیبائیهای آن جائی خاص وگاه حالت نمادی ومثالی دارد.

فروغ با استفاده آزادانه از کلمات وترکیبات موردنیاز در شعر خویش وبیش از آن با تصویر هائی که پدید آورده توانسته بخصوص برخی مظاهر خشن وناهموار زندگی مردم را در شعرش نمایش بدهد.

شعر فروغ با همه فرازهاوفرودها که دارددرادب معاصر فارسی جایگاهی شایسته وممتاز احراز کرده  .ونمودار احوال نسلهائی است خاموش. که او ازضمیر آنهاسخن گفته .خودراازسلاله درختان می دانسته. وچون از تنفس هوای مانده ملول شده. از پرنده ای که مرده بود این پند را به گوش جان شنیده که. پروازرابخاطربسپار.